العلامة المجلسي
1296
حياة القلوب ( فارسي )
چون چنين كرد گاو زنده شد ، وآن زن ايمان آورد . پس پادشاه گفت : اگر من اين ساحر را بگذارم ، قوم مرا هلاك خواهد كرد . پس همه اجتماع كردند بر قتل آن حضرت ، پس امر كرد كه آن حضرت را بيرون برند وگردن بزنند ، پس چون آن حضرت را بيرون بردند عرض كرد : خداوندا ! اگر بتپرستان را هلاك خواهى كرد از تو سؤال مىكنم كه مرا وياد مرا سبب شكيبائى گردانى براي هر كه تقرّب جويد بسوى تو به صبر كردن در نزد هر هولى وبلائي . پس باز آن حضرت را گردن زدند وبرگشتند ، همه به يكدفعه به عذاب الهى هلاك شدند « 1 » .
--> ( 1 ) . قصص الأنبياء راوندى 238 .